۱۰ نکته که در مورد استارت آپ باید بدانید

۱۰ نکته که در ده‌ی سوم زندگی خود در مورد استارت آپ باید بدانید

به عنوان کسی که کمی سابقه کارکردن و کارمندی در شرکت‌های دانش بنیان و استارت‌ آپ را داشته و در کنار آن، دارای تجربه راه‌اندازی یک کسب‌وکار جدید هستم، دوست داشتم ۱۰ نکته در مورد استارت‌ آپ و تب راه‌اندازی کسب‌وکار را با شما در میان بگذارم. از طرفی در سال‌های اخیر شانس معلمی و سر و کار داشتن با دانشجویان بیست و چندساله را داشتم و بیان این نکات در مورد راه‌اندازی یک کسب‌وکار و استارت‌آپی با توجه به آنچه از این نسل می‌شنوم به نظرم ضروری می‌آید.

  1. تحقیق کنید

ایده و استارت‌ آپ لزوماً اولین و هیجان‌انگیزترین موضوعی که به ذهن شما می‌رسد نیست. شاید به نظر شما فلان مشکلی که برای شما وجود دارد، برای بسیاری دیگر هم تجربه شده است، پس می‌تواند دست‌مایه یک استارت‌ آپ جدید شود. قبل از هر کاری به دقت در مورد آن موضوع تحقیق کنید. ست گادین در کتاب گاو بنفش از مدیر سابق سازمان ثبت اختراعات آمریکا نقل می‌کند که «هر آنچه نیاز به آن ضروری به نظر می‌رسد تا به حال ساخته شده است». پس قبل از هر چیز ابتدا در مورد مشکل و ایده استارت‌آپی خود تحقیق کنید. شاید بتوانید از ایده‌های مشابه و راه‌حل‌های موجود یک ایده جدید به وجود آورید. شاید این جمله ست گادین کمی نگران کننده باشد، ولی با وجود این هنوز راه برای خلق محصول و خدمت جدید وجود دارد، تنها کافی است کمی خلاقیت داشته باشید، همانند استیو جابز که موبایل را اختراع نکرد ولی با گنجاندن ویژگی‌های جدید و متفاوت در آن توانست در ارائه محصول جدید انقلابی به پا کند، شما هم می‌توانید با الگوبرداری از محصولات مشابه، درست به خلق ارزش بزنید. برایان کلگ در فصول ابتدایی کتاب مطالعه خلاق، بحث از چندی تمرین خلاقیت می‌کند که می‌توان از آن‌ها به سادگی در ایجاد محصول خلاقانه استفاده کرد.

  1. با دیگران حرف بزنید

شاید شما هم در این سال‌ها نام ایده بازار را شنید باشید. برای کسانی که تجربه کمی در زمینه راه‌اندازی کسب‌وکار جدید را دارند همیشه صحبت کردن از ایده‌ها برای دیگران ترسناک به نظر می‌رسد. آن‌ها نگران این موضوع هستند که مبادا با مطرح کردن ایده، فرد دیگری به سرعت ایده آن‌ها را سرقت کند!

خوب بهتر است این نکات را در ذهن داشته باشید:

  1. شما همیشه نسبت به ایده خود خیلی خوش‌بین‌تر از بقیه هستید. این در حالی است که ممکن است نقاط ضعف ایده شما بسیار بیش از آن باشد که به چشم شما بیاید و شما درگیر «جستجوی شواهد تأیید کننده» شده باشید و از معایب کار غافل. پس بهتر است با دیگران در مورد ایده خود صحبت کنید. اطرافیان بهترین قاضیان ایده‌های شما هستند.
  2. برعکس مفهوم بالا، شما بیش از دیگران به ایده خود علاقه دارید، چس همیشه یک قدم از هر دزد ایده‌ای جلوتر هستید، پس نگران مطرح کردن ایده خود نباشید.
  3. ایده‌ای که در ذهن شما بدون قضاوت دیگران رشد می‌کند، شبیه ساختن یک دستگاه بزرگ در زیرزمینی با درب کوچک است. دستگاه شما هر چقدر هم خوب باشد، از درب کارگاه شما بیرون نمی‌اید.

پس از مطرح کردن ایده‌های خود نهراسید. در بوته آزمایش قرارگرفتن، اولین سنگ بنای استحکام بخشیدن به هر ایده‌ای است.

 

  1. خیلی خوش‌بین نباشید

احتمالاً اگر کمی با فضای استارت‌آپی آشنا باشید، عبارت niche یا گوشه را شنیده‌اید. یک niche در واقع بخش کوچکی از یک بازار بزرگ است که می‌تواند دریچه ورود شما باشد. نکته اول اینکه در یافتن niche خیلی وسواس داشته باشید، زیرا این مجرا، رگ بقای کسب‌وکار شما است. اگر مشتری نداشته باشید، در آمد ندارید و اگر جریان مالی نداشته باشید کسب‌وکار شما بقا ندارد. نکته دوم، در مورد فراوانی niche خود خیلی خوش‌بین نباشید. شاید یک مثال موضوع را شفاف تر کند. فرض کنید که من موسی (mouse) ساخته‌ام که کنار آن یک پوینتر وجود دارد، بازار هدف من هم دانشجویانی هستند که برای ارائه خود هم باید از لپ تاپ استفاده کنند و هم باید روی ویدئو پروژکتور توضیح دهند. خوب، حالا شروع به بازار شماری می‌کنم «در ایران در حدود ۱۰۰۰۰ دانشجوی کارشناسی ارشد داریم، اگر در سری اول، فقط ۱۰%  از این افراد از من خرید کنند حداقل ۱۰۰۰ محصول فروخته‌ام». راستش را بخواهید این موضوع خیلی خوش‌بینانه است. زیرا قبل از این‌ها شما باید به فکر کانال‌های توزیع و فروش خود باشید. بهتر است موضوع بعدی را بخوانید.

  1. سیستم توزیع و فروش را بسازید

بهترین کتابی که هر کارآفرینی باید مطالعه کند خلق بوم کسب‌وکار الکساندر استروالدر است. بوم کسب‌وکار بررسی بخش‌های مختلف راه‌اندازی یک کار جدید با سنجش ارزش پیشنهادی، بازار هدف، کانال‌های پخش و … است. قبل از هر چیزی برای ایده خود بوم استروالدر را رسم کنید. یکی از مهم‌ترین بخش‌های این بوم، کانال‌های پخش است. اگر شما نتوانید سیستم تبلیغات و سیستم توزیع دقیقی را برای محصول خود بسازید، بی‌شک فقط در حال سقوط هستید و هر محصول جدید که می‌سازید فقط شما را یک قدم پایین‌تر می‌کشد. پس بعد از این که niche مناسب را پیدا کردید، اول از همه باید بتوانید روش‌های معرفی محصول خود به آن‌ها و کانال‌های توزیع محصول یا خدمت خود را پیدا کنید. همیشه به یاد داشته باشید که دلیل اصلی شکست بیشتر استارت‌ آپ‌ ها در سال‌های اول فعالیت، نداشتن محصول و ایده نیست، حتی مشکل آن‌ها نداشتن مشتری هم نیست، بلکه مسئله اصلی آن‌ها نداشتن مسیرهای صحیح رساندن تبلیغ به مشتری و عدم وجود کانال توزیع گسترده در کشور است. به عنوان رهبر یک استارت‌ آپ باید از تبلیغات و شبکه‌های توزیع بدانید و یا در تیم خود از افرادی با این دانش استفاده کنید. البته در مورد تیم خیلی محتاط باشید!

  1. تیم و کار تیمی هم خوب است و هم بد

بی‌شک یک شخص نمی‌تواند تمام مهارت‌های مورد نیاز برای رشد یک کسب‌وکار را یکجا داشته باشد و حتماً برای بقا نیاز به تیم و همکارانی دارد که او را در این مسیر یاری کند ولی در انتخاب اعضای تیم بیش از هر چیزی دقت داشته باشید. اول، دارن هاردی در کتاب دیوانگان ثروت آفرین می‌گوید: «شما اینقدر پول دارد نیستید که کارمند درجه دو استخدام کنید». کاملاً حق با اوست. در ابتدای کار، اولین نتیجه هزینه‌های بالا، استخدام نیروی ارزان و یا حتی کارآموز است! ولی فراموش نکنید که استخدام یک نفر که دانش متوسط داشته باشد با این طرز فکر که خودم به او آموزش می‌دهم، برای یک کسب‌وکار جدید کاملاً غلط است. زیرا این موضوع به قدری در ابتدای کار از شما انرژی می‌گیرد که در نهایت تصمیم می‌گیرید که خودتان باز هم کار را انجام دهید. پس در استخدام نیرو و بستن تیم، همیشه بهترین‌ها را انتخاب کنید، هر چند که در کوتاه مدت ممکن است استخدام نیروی حرفه‌ای برای شما گران تمام شود ولی در درازمدت، این اقدام شما بزرگ‌ترین منبع صرفه‌جویی برای کسب‌وکار شما خواهد بود. نکته دوم بخشی از فایل صوتی محمدرضا شعبانعلی در زمینه هنر شاگردی است. همیشه به یاد داشته باشید که کار تیمی همواره بهتر از کار تکی نیست، در برخی موارد کار تیمی فقط نتیجه عکس دارد. خیلی از تصمیم‌ها و اقدامات باید به تنهایی انجام شود. همچنین سوزان کین در کتاب سکوت، با تعریف داستان وزنیاک و خلق اولین کامچیوتر شخصی بر این موضوع تاکید می‌کند که در بسیاری موارد جریان خلاقیت نیاز به درون‌گرایی و تمرکز دارد، نه کار تیمی و برون‌گرایی. نکته سوم، در مورد مدیر تیم و رهبر تیم است. سوزان کین در همان کتاب سکوت آنجا که می‌خواهد تفاوت افراد درون‌گرا و برونگرا را معرفی کنید به اثر این افراد در کار گروهی اشاره می‌کند. اجازه بدهید تمرینی که سوزان کین مطرح می‌کند را بازگو کنم. فرض کنید در یک هواپیما هستید و هواپیما در یک بیابان سقوط می‌کند و فقط تعداد کمی وسیله باقی مانده است که برای بقا و زنده ماندن از آن‌ها می‌توانید استفاده کنید، مثل قطب‌نما، آب، پتو و … . حالا باید هر یک از افراد گروه به تنهایی فهرستی از ۱۰ ابزار اساسی را به ترتیب اولویت یادداشت کند. سپس باید تمام اعضای تیم گرد هم آیند و به صورت گروهی فهرست را مجدداً یادداشت کنند. حالا یک گروه از افراد خبره که قبلاً لیست را به صورت دقیق بررسی کرده‌اند به سراغ لیست‌های شما می‌آیند. دو نکته در این مقایسه وجود دارد. نکته اول، معمولاً لیست تک‌تک افراد باید امتیاز کمتری از لیست کل گروه داشته باشد. اگر غیر این باشد، احتمالاً کار تیمی در این مجموعه با مشکل روبرو است. نکته دوم، لیست به دست آمده از گروه نباید شباهت چندانی به لیست یکی از اعضا گروه داشته باشد، چرا که احتمالاً شما به مشکل برونگرایی شدید یک شخص در گروه روبرو هستید.

پس به یاد داشته باشد که اولاً قرار نیست تمام کارها به صورت گروهی انجام شود دوما در انتخاب اعضای تیم خود خیلی وسواس به خرج دهید. در کنار تشکیل اعضای تیم توجه به ایده شش کلاه تفکر ادوارد دبونو نیز ضروری است. در این کتاب شش روش بررسی و نقد کردن ایده‌ها و ایده پردازی با فیلترهای مختلف شرح داده شده است. وجود این شش طرز فکر در اعضای تیم و یا در تک‌تک افراد شاید بهترین روش برای فرار از خطاهایی همانند خوش‌بینی و تمرکز بر شواهد تأیید کننده باشد.

  1. سرمایه‌گذار همیشه بد نیست

کنار هر ایده‌ای، احتمالاً مرتفع کردن بحث مالی مخصوصاً در ابتدای کار یکی از اساسی‌ترین نیازهای هر استارت‌آپی است. این هزینه را یا خود شما به عنوان رهبر استارت‌ آپ باید تقبل کنید و یا باید از سرمایه‌گذار کمک بگیرید. بسیاری از تازه‌کارها به سرمایه‌گذار به چشم رییس و بالادستی نگاه میکنند و همیشه نگران این موضوع هستند که احتمالاً سرمایه‌گذار قرار است سود اصلی را از دست آن‌ها در بیاورد. اجازه دهید با یک مثال اهمیت سرمایه‌گذار را توضیح دهم. فرض کنید ایده شما یک کیک است. اگر خودتان قصد سرمایه‌گذاری دارید و منابع محدود در اختیار شماست، احتمالاً ۹۰% یک کیک یک کیلویی نصیب شما می‌شود یعنی حدود ۹۰۰ گرم. ولی با وجود سرمایه‌گذار احتمالاً شما با یک کیک ۱۰ کیلویی مواجه هستید که شاید فقط ۲۰% آن سهم شما شود، یعنی ۲۰۰۰ گرم. پس اگر سرمایه‌گذار خوب پیدا کنید، هرچند کل خروجی از دست شما خارج است، ولی در نهایت سود بیشتری به دست آورده‌اید. برای یافتن سرمایه‌گذار باید خوب بتوانید ارائه دهید. موضوع بعدی را بخوانید.

  1. ارائه و پرزنت کردن را یاد بگیرید

به عنوان رهبر و پایه‌گذار یک استارت‌ آپ، احتمالاً مهم‌ترین وظیفه شما سخنرانی خوب در راستای معرفی محصول چه به مشتری‌های عمده چه به سرمایه‌گذار است. این روزها با یک جستجوی ساده می‎توان منابع عظیمی از محتوای آنلاین، آفلاین و حضوری را در این زمینه پیدا کرد. پس حتی اگر توانایی کافی در زمینه ارائه و سخنرانی را ندارید، اصلاً نگران نشوید. به سادگی با فراگرفتن چند نکته و بررسی چند کتاب و میزان قابل‌توجهی تمرین، به سادگی می‌توانید بهترین اراده کننده محصول و خدمات خود باشید. شاید یکی از قدیمی‌ترین و کامل‌ترین منابع در این زمینه آیین سخنوری به قلم دیل کارنگی باشد.

  1. کارمندی کنید

مطمئناً، هستند افرادی که بدون کارمندی بهترین کارآفرینان دنیا شده‌اند. ولی کارمندی از چند جهت شما را برای کارآفرینی آماده می‌کند. اول اینکه، با کارمندی شما با رفتار سازمانی آشنا می‌شوید. از آنجایی که در ابتدای هر استارت‌آپی معمولاً با سازمان کوچک و پرسنل کم سروکار دارید، شاید کارمندی کردن از قبل، بتواند شما را مهیای برخورد با کارمندان خود بکند. مخصوصاً، رفتار سازمانی که معمولاً با کتاب و کلاس و … قابل فراگیری و اجرا نیست چون همان جای است که شما مستقیماً با انسان‌ها سروکار دارید و دیگر هیچ قانون مطلقی وجود ندارد. دوم این که کارمندی شما را کمی با سلسله مراتب بین سازمانی آشنا می‌کند. شما در سایه کارمندی کردن می‌توانید فرابگیرید که چطور باید با سایر شرکت‌ها تعامل کنید، اگر در جلسه‌ای شرکت کردید، بعد از آن باید چه کنید، چگونگی باید پیگیری‌های بعدی را انجام دهید، فرایند قرارداد نوشتن و امضای قرارداد و … چگونه است و بسیاری موارد از این قبیل. نکته سوم این که، کارمندی کردن می‌تواند برای شما دانش برآورد هزینه‌ها و آشنایی با ساختار هزینه‌ها را حتی به صورت خیلی سطحی و اولیه را فراهم کند. شما به کمی دقت در هر پست کارمندی می‌توانید از هزینه‌های پنهان و پیدای هر سازمان آگاهی پیدا کنید. نکته چهارم و مهم‌ترین نکته، کارمندی می‌تواند برای شما شبکه‌سازی قبل از کارآفرینی را مهیا کند. در کارآفرینی یکی از مهم‌ترین اصول بقا، داشتن شبکه‌های ارتباطی است. شما با کارمندی کردن می‌توانید زنجیره تأمین و افراد کلیدی در این مسیر را بشناسید و همچنین می‌توانید با مشتریان اصلی و بالقوه آشنا شوید که شریان اصلی بقای یک کسب‌وکار است.

  1. در مورد هزینه‌ها واقع‌بین باشید

یکی از دلایل تاکید بر کارمندی کردن قبل از کارآفرینی، آشنا شدن با جریان هزینه‌ها است. خوش‌بینی بیش از حد در ابتدای کار، شاید مانع از برآورد صحیح از هزینه‌های جاری شود. خوب، شاید یک مثال قضیه را روشن‌تر کند. فرض کنید شما برای پاسخگویی با تماس‌های تلفنی نیاز به یک منشی دارید، فرض کنید حداقل حقوق برای پاسخگوی تلفنی مجرب، ۱،۰۰۰،۰۰۰ تومان باشد. برای این پاسخگو نیاز به فضای فیزیکی دارید. فرض کنید قرار نیست یک دفتر مجزا داشته باشید و فقط قرار است یک میز برای پاسخگو داشته باشید، حداقل ۵۰۰،۰۰۰ تومان برای اجرا این فضای خیلی کوچک نیاز دارید. این موضوع را با هزینه شارژ، همانند آب و برق و گاز و تلفن و اینترنت جمع کنید. احتمالاً در ماه حداقل به ۲،۰۰۰،۰۰۰ تومان پول رایج مملکت نیاز دارید. این یعنی حداقل ۲۴ میلیون تومان در سال فقط برای یک پاسخگوی تلفن بدون در نظر گرفتن مباحثی همانند مالیات و بیمه و … پس بهتر است در ابتدای کار، قبل از هر کاری از جانب یک ناظر بی‌طرف به شکل کاملاً واقع‌بینانه به بررسی جریان هزینه‌ها بپردازید تا ندانسته داخل یک استخر خالی از آب با سر شیرجه نروید.

  1. سیستم سازی کنید

اگر قرار است برخی کارها را خودتان انجام دهید، برخی را در تیم پیش ببرید و برخی را برون سپاری کنید، باید سیستم سازی بلد باشید. سم کارپنتر در کتاب سیستم سازی این موضوع را به خوبی شرح می‌دهد. در این کتاب به خوبی عنوان می‌شود که چطور برای هر کار، روند و شیوه‌نامه بسازید تا همه آن را یکسان انجام دهند و چطور فعالیت‌های حیاتی و غیر حیاتی را از هم جدا کنید تا به سادگی بتوانید برای برون‌سپاری آن‌ها تصمیم بگیرید. پس در کنار راه‌اندازی کسب‌وکار از همان ابتدای کار سیستم سازی را الگوی اصلی خود قرار دهید. به این شکل به سرعت می‌توانید از یکی از درد سرهایی که مدیران استارت‌ آپ درگیر آن هستند رها شوید، دردسر این که تا چه میزان می‌توانند در یک کار شخصاً ورود کنند و چه کارهایی را باید به سایر اعضای تیم واگذار کرد.

 

 

این‌ها بخشی از تجربه من، مهدی همت آبادی، در مورد راه اندازی کسب و کار بود. امیدوارم این اطلاعات برای شما مفید باشد.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

فقط چند ثانیه ...
  ما همواره از اطلاعات تماسی شما محافظت می کنیم.
فقط چند ثانیه ...
  ما همواره از اطلاعات تماسی شما محافظت می کنیم.